تبليغاتX
oO

oO

 

+   دوشنبه بیست و یکم شهریور 1384ساعت 22:16  توسط Azalia  | 

نمیدونم مطمئن نیستم

بعد از سونا میتونم

هوا داغه و دم هوا اثرشو از بین میبره ولی اونم سخته . رفتن زیر دوش آب یخ و بعد دوباره برگشتن به داخل سونا رو میگم

ولی من باید ...

خب ممکنه وسوسه بشم و شیر آب گرم رو باز کنم . بنابراین شیر آب گرم رو از بیرون میبندم

دیگه هیچ راهی نیست

آب سرد رو باز میکنم بیشتر از اون چیزی که فکر میکنم سرده و من اصلا خوشم نمیاد

به این فکر میکنم که چطور دیگران میتونن با آب سرد دوش بگیرن و توی آب یخ شنا کنن . چرا من نه ؟

دستمو میبرم زیر آب . یک لحظه سرمای آب پشیمونم میکنه و هنوز نمیدونم که ذره ذره برم زیر آب یخ یا یک دفعه

لعنت به من . چقدر تردید داری لعنتی .

it is no big deal

 

یه غلطی بکن دیگه

بالاخره تصمیم خودم رو میگیرم

یه دفعه میرم زیر دوش و احساس میکنم سلولهای بدنم فریاد میکشن

آب بی نهایت سرده

سرده ؟

یخه

ولی این یه جور تنبیهه . شاید هم تولدی دوباره باشه !و من بروی خودم نمیارم

تمام تنم داره میلرزه و آب بقدری سرده که من کم کم احساس میکنم که داغه بجای اینکه سرد باشه و پوستم داره از گرما میسوزه نه از سرما

ابله نباش ! به این فکر کن که اگه عادت کنی با آب سرد دوش بگیری چقدر قوی میشی . قوی هستی ؟ نه !

این چهارتا کلمه فکر چقدر طول کشید . شاید نیم ساعت بیشتر گذشته و آب سرد مغز منم منجمد کرده

فکر کردی اگه آب گرم نباشه من نمیتونم آب سرد رو تحمل کنم ! احمقی بیش نیستی !

 

فبلا تو استخر آب یخ شنا کردم ولی اون استخره و نور آفتاب تو مغزته . فرق میکنه .

 

 

میدونی ؟ اگه شیر آب گرم رو از بیرون نبسته بودم هم دست بهش نمیزدم و این خوشحالم میکنه

 

و احساس میکنم که من تو این دنیای ابله میتونم تنهای تنها و بدون وجود هیچ آدمی دور و برم از پس همه چیز خیلی خوب بربیام و به راحتی یه هرچه تمام تر از آرامش دنیای بدون آدم دور و برم لذت ببرم

 

بدون هیچی بدون آب گرم بدون تکنولوژی بدون پول و مادیات و تجملات و دوست و اوناسیس و چرچیل و ماکیاولی ! بدون هیچی و هیچکی راحت و آسوده زندگی کنم

هرجا میخوام برم پیاده برم و این پیاده رفتنم برام قشنگ تر و مهم تر از هر ماشین آخرین سیستمی باشه

بدون زر زر هیچ خواننده ای تو گوشم بدون موسیقی و دیویدی و اسپیکر و دالبی سوپر ساند استریو سونیک !!! زندگی کنم و راحت باشم و از نداشتن هیچ چیز لذت ببرم

بدون حساب بانکی و ارزی و کوفت و زهرمار و بدون کفش بدون دماغ بدون دست بدون جسم بدون خوندن و نوشتن و دیدن و شنیدن براحتی یه هرچه تمام تر زندگی کنم

فقط با یک روح که هیچ چیز نداره ولی میتونه پرواز کنه همه چیز داشته باشم

دوشاخه فکر کردن رو چجوری و از چه پریزی میشه در آورد و پاور و منبع تغذیه اش رو خاموش کرد

چطوری میشه همه چیز رو به حالت رکود در آورد

چطوری میشه دنیا رو متوقف کرد؟

میتونی لباتو غنچه کنی و از جذابیت هات استفاده کنی و بگی " دوستان ! عزیزان ! آشنایان ! اقوام ! غریبه ها ! تمام دنیا ! لطفا هیچکی هیچ کاری نکنه هیچ حرفی نزنه هیچ اقدامی نکنه

یه لحظه همه ی دنیا وایسه

من عقب افتادم

من یک لحظه نیاز دارم

فقط یه لحظه

تا بتونم اون یه لحظه ای که گم کردم رو پیداش کنم

ذهن من مغشوشه و اون یه لحظه تا وقتی که همه موتور ها خاموش نشده پیدا نمیشه

مثل حرفی یه که همین الان سر زبونت بودا ولی هرچی فکر میکنی پیداش نمیکنی

چقدر بده لطفا توجه کنید ! همه فریز ! "

 

لعنتی فراموش هم نمیشه

یه لحظه اون یه لحظه رو پیدا میکنی

و وقتی فکرت میخواد پیداش کنه و شناساییش کنه اون لحظه خودشو قایم کرده

مثل وقتی یه که یه جسمی رو هر چی بهش خیره میشی و دقت میکنی واضح نمیبینی و وقتی به اطراف اون شی نگاه میکنی بهتر میبینیش

از من بشنو !

طبیعت کمکت میکنه

از این دنیای لعنتیت فاصله بگیر

آب یخ وقتی مغزتو متوقف کرد با خودش هرچی فکر پراکنده هست رو هم میبره

 

شایدم من اشتباه میکنم

شایدم واقعا من هیچ وقت نمیتونم با هیچ دمای انجمادی از دنیا رها بشم

شایدم همه چی یه توهم مسخره باشه

 

 

 

I just have such a strange feeling about today !

I'm sorry !

I mean yesterday !

it was one of that rare situations

a love/hate situation

I don't feel anything

I don't want anything

I only want everything to be / to act / to behave / to deal in my favor

I can't tolerate any obsession !! any objection !!! any face-to-face serious motherfuckeration !!! talks !!

I only want to think about my thoughts!!!! and jusst be a witness of their happeningg

and sometimes i think i'm gonna be jusssttt fine

 

but all i gotta do is going through it !

 

then i hear those voices in the back of my mind

telling me over and over and over that I .....

 

at the risk of causing you a little pain

I'm gonna have to forget you ....

 

my heart , left it out in the rain

and you'd do the same if i let you ....

 

i guess i'll have to live with the choice that i have made

 

even though deep down......I still suspect that ....I

 

 

 

آها ! یادم رفت! آنچه در ذیل میاید! هوروسکوپ امروز ( دیروز در واقع ! ) منه

 

http://astrology.yahoo.com/astrology/general/dailyoverview/aquarius 

 

Daily Overview for September 04, 2005

 
 

Provided by Astrology.com

 

Daily Extended Forecast 

 

 

 


Quickie:
Stick with people you know you can trust -- they have your back and always will.

Overview:
You have a finely tuned sense of what's right, and you hate to see someone who's been acting like a jerk get away with it scot-free. What makes you so sure they're getting off the hook? Don't act on your impulses -- keep an eye peeled instead.

 

+   دوشنبه چهاردهم شهریور 1384ساعت 0:56  توسط Azalia  |